تبليغاتX
? ღ♥ღ تا ابد از ته دل دوستــت دارم ..! ღ♥ღ

خداحافط همین حالا..!

 

بالاخره نوبته منم رسید که برم..!

اما نمیدونم کجا..!؟

 

خلاصه تک تکتونو دوس دارم..

 

خوبی که ندیدین! بدی کردیم.. حلال کنین!

 

خداحافظ....


 

كي نوشته aM!r SHAKH در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 چه ساعتي 3:16 موضوع | لينک ثابت


چه معصومانه ..

 

امشب، باز بيدارم...
امشب ، می نشينم بالای سر خيالت تا تو بخوابی، تا تو آسوده بخوابی
امشب، تا صبح نگاهت می کنم. وقتی که می خوابی، چقدر از هميشه معصوم تری!
دلم می خواهد چشم بدوزم به چشمان نازنينت، وقتی خوابی. دلم می خواهد بنشينم کنارت،
مراقب باشم که کسی، چيزی، صدايی، پرده ی نازک خواب  لطيفت را پاره  نکند..  
 رويا مي بينی؟!...
چه زيبا لبخند می زنی توی خواب!
چقدر چشمان زيبايت آرامش می بخشد توی خواب!
تو چقدر آرامی!...
دلم می خواهد هميشه از اين آرامشت قرار بگيرم
دلم  می خواهد قرار هميشه برقرار من باشی...

شکوفه های نگاه توست که عطر خاطره های دور را به يادم می آورد،

سخاوت دستهای زيبای توست که گل عشق در

باغچه خانه مان می کارد،واژه های قشنگ و

پر معنای توست که در دفتر عشقم به يادگار

می ماند،اندوه از دست دادن توست که غبار

مرگ بر دلم می افشاند..


انديشيدن به چشمان بی پروای توست که خواب

ناز را از ديدگانم می ربايد، پيوند دستهای من

وتوست که شوق زندگی دردلم ميروياند، وعده های

پراميد توست که برايم نويد خوشبختی به ارمغان

مي آرد...


شبنم اشکهای توست که بر چهره ام گلهای غم

می کارد،صدای آشنای توست که مراپيوسته به

سوی خود می خواند..




بعد از مدتها دیدم مثل یه رویا بود..!

موهای کوتاه وقشنگت مثل یه دشت اقاقیا وجودمو تسخیر کرده بود..

باورم نمیشد کنارمی، وقتی دست تو مو هات کردم و بوی اونا رو تنفس کردم.!

 تازه فهمیدم بیدارم و دارم....... نمیتونم وصف اون لحظه رو بگم اما فقط تو رو حس میکردم..

 نه هیچ چیز دیگه  نه هیچ حس دیگه ،هیچ چیز نمیتونه مثل با تو بودن باشه....

 

 

فکر میکنم میدونی چقدر دوست دارم ......

اینو شنیدی که :

 

نابينا به ماه گفت : دوستت دارم  ــ ماه گفت : چه طوری ؟ تو كه نمی بينی  ــ نابينا

 

 گفت : چون نمی بينمت دوستت دارم  ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر می

 

ديدمت عاشق زيباييت می شدم ولی حالا كه نمی بينمت عاشق خودت هستم..

 

میدونم که میفهمی چی میخوام بگم ....نیازی به توضیح و گفتن کلامات غریب نیست..!

تو با گرمی نفسم و آتشی که به لبات ریختم با همه وجودت فهمیدی که چی میخوام بهت بگم:

..دوستت دارم..

دوستت دارم..


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 20 آذر1386 چه ساعتي 14:16 موضوع | لينک ثابت


انتظـــــــار

 

اشكای صورتم هست دونه دونه..

تو دنيا كسی قدر دل منو نمی دونه..

اين دل نميتونه كه بی تو بمونه..

دوس داره كه تا صبح واسه تو بخونه..

آخه اين دل من بی تو شده ديوونه..

بری ازش می مونه فقط يه ويرونه...

 


 

     نشستم يه گوشه ای يه اتاق تاريك تنها ..

شدم خيره به درها، كوله بار ز غمها        

               نِگا ميكنم به در يه نِگا به تلفن

يه حس بهم ميگه خاطراتو مچاله كن       

         چطور فراموشت كنم تويی نفس برام!!

نذاشت توی دنيا واسم هيچ كس برام         

       يه حس بهم ميگه كه عمر من شده تلف

يه حس ديگه ميگه كه فقط تو بوده هدف      

       جونه من بسته به جونت، نفسم به نفست

نه، نذار بميرم انتظار ديگه بسه                 

        سكوتو بشكن، يه بار پا بذار رو غرورت

اين منه عاشق هر روز منتظره غروبه           

        تا اون روز كه بيای می دوزم چشم به در

تا بيايو ببينی منتظرم با چشم تر...                 


ای دل تنها بسه چشم انتظاری

من موندمُ شبهام، شبای بی قراری

چرا تنهام ميذاری ؟؟ چـــــــرا تنهام ميــــذاری ؟؟؟؟!!!

باز اون چشات دوباره اومد يه يادم

باز اون نِگات منو داده به بادم

خدا برس به دادم.. ای خــــدا برس به دادم....


چقدر زدم برات خودمو به آتيشو برف

احساس يخ زدنو سوختن فانی شدن

الان ديگه دلم برات شده يه ذره

نمی دونم كی بود..! چه حرفايی كه زد بهت....!!!

فكرت نميره از ذهنم بيرون يه لحظه

ياده نگاهت می افتم دستام ميلرزه

ياده روزه خاكستری سرد رفتنت..

ديگه قطع كردم اميدُ از همه

ديگه بسمه، پس نزن دستمو

ديگه هست تنم خسته چون...

صحبته يكی دو روز نيس..

صحبته انتظارمــــــــه...................

 


اشكای صورتم هست دونه دونه.....

تو دنيا كسی قدر دل منو نمی دونه.....

اين دل نميتونه كه بی تو بمونه.....

دوس داره كه تا صبح واسه تو بخونه.....

آخه اين دل من بی تو شده ديوونه.....

بری ازش می مونه فقط يه ويرونه.....


سلام به دوستای گلم

حاله همتون ميدونم كه خوبه خوبـــــــــــه

ببخشيد كه خيلی طول كشبد تا آپديت كنم

ولی بالاخره يه آپديت كرديم

خداييش اگه آپ نميكردم ديگه فراموشم ميكردين  واس همين آپيدم

اين آپم تقديم ميكنم به كسی كه اين آهنگو خيـــــلی دوس داشت من نتونستم آهنگشو بذارم، ولی شعرشو نوشتم تا نگه فراموشش كردم ...

راستی.........!!
اگه كامنت نذارين، خفتون ميكنم اگه خوندين واسم كامنت بذارين   

MecC aZ HaMaToON  HaMaToNoO DusS DaraM

خدافظ.....................


 

كي نوشته aM!r SHAKH در دوشنبه 14 آبان1386 چه ساعتي 14:8 موضوع | لينک ثابت


ديوانه وار دوستـــت دارم ... I LOVe u

 

.................

از پشت شيشه های بزرگ دلتنگی گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 سر روی شانه های مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

به ديار محبتها بردی و صادقانه دوستم داشتی، پس بيا و باز در اين راه

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداری، در راه عشقی پاك تر و صادقانه تر.

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايی را كه از هم

جدا نشدنی است را به درد آورد، دلم را به تو دادم و كليدش را به سوی

آسمان خوشبختی ها روانه كردم، چه شبها كه تا سحر به يادت با

گونه های خيس از دلتنگی ها به سر بردم، چه روزها با خاطراتت نفس

 كشيدم، پس تو ای سخاوت آسمانی من ..

مرا درياب كه ديوانه وار دوســــتت دارم .......



پرسيد: به خاطر کی زنده هستی؟ با اينکه دوست، داشتم باتمام وجود

 

داد بزنم  به خاطر تو ، بهش گفتم: به خاطر هيچکس ...

 

پرسيد پس به خاطر چی زنده هستی؟! با اينکه دلم داد می کشيد  

 

به خاطر تو ، با يه بغض غمگين بهش گفتم: به خاطر هيچکس  ...

 

 MARG

 

ازش پرسيدم تو به خاطر چی زنده هستی؟

 

در حالی که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت:

 

به خاطر کسی که به خاطر هيچ زندست... 

 


 


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 10 مهر1386 چه ساعتي 16:24 موضوع | لينک ثابت


...::... چقـــــدر دلم گرفتــــــه ...::...

 

سلام

اصلا حوصلهء لفظه قلم حرف زدن ندارم فقط اومدم ...

اومـــدم اينجا بگـــــم خيلی دلـــم گرفتـــه خيلی...، ميخوام حرفای دلمو اينجا حكاكی كنم،

اومـــدم با رفيق دل تنگيــام، دردودل كنــــم.. 

رفيقی كه هنوز خيلی از آشناييمون نميگذره ولی خيلی با معــــرفته،

حداقل دلم خوشه كه ماله خودمه، نه تنهام ميذاره، نه ولم می كنه با يكی ديگه بره، نه...!!

اصلا يه جورايی خيـلــــــــــی باهاش حــــــال می كنم ..

فكـــــــر كنم فهميدين كه اين رفيق خوش مرامه من كيـــــــه ؟؟

آره، درست فكر كردين داشتم وبلاگمو ميگفتم!

ديگه بســــــــه!

 اونقـــــــد دلـــــم گرفتــــه كه می خـــوام گريــــــــه كنــم ..

نه.. نـــه.. نــــــــــــه........

ميخـــوام بغضمو با نوشتن بتركونم


 

LOVE

نمی دانم !

 

شاید دل تنگ یک سنگدل بودن گناه است ...

 

 

دلــم تنگ است به وسعت زیبایی چشمانت.. 

دلــم تنگ است به اندازه ی بزرگی قلبی که داری و در آن همه کس و هر کس را جا می دهی ..

 

دلــم تنگ است برای گرفتن دستانت.. 

دستانی که خالی از حقیقت مهربانی را به فراموشی سپرده اند ،

 

دلــم تنگ است برای روزها و شب ها.. 

چندی است نمی دانم شب و روز در چه لباسی می آیند و می روند ...

 

گویند زیبایی شب با ستاره هاست ..

چرا من هیچ ستاره ای را در آسمان تاریکم نمی یابم !

حتی ماه دیگر با ان همه سخاوت در آسمان گرفته ام دیده نمی شود ..

................ 

دلــم تنگ است به اندازه ی تمام روزهایی که نبودی..

 

دلــم تنگ است به اندازه ی تمام روزهایی که تو را ندارم ........

 


 

چقـــدر دلـم گرفتـــــه از دار دنيــــا..

 

 GOD !

 يه خدا داريم که اونم پاک مارو فراموش کرده،

نمی گه يه دلبری اون پايين پايينا دارم که هر روز داره صدام ميزنه،

می دونم اون صدامو می شنوه، داره جوابمو می ده

...

اين منم که نمی تونم صداشو بشنوم،

ولی اون قدر صداش می کنم که بتونم صداشو بشنوم..

که بهم بگه هنوز واسش عزيزم مثل اون موقع ها که هنوز جايی رو زمين نداشتم ... 

 


 

كي نوشته aM!r SHAKH در جمعه 30 شهریور1386 چه ساعتي 5:25 موضوع | لينک ثابت


منتظرم تا برگردی ......

 

وقتی زيره بارون آروم قدم ميزدم ..

هيچ موقع به روزه جداييمون فكر نمی كردم !

بارون ميومد آروم، آروم می ريخت رو صورته ماهت ..

تو چشماتو می بستی

ولی من هميشه می گفتم ..

چشماتو باز كن، چشماتو نبند

كه اگه چشماتو ببندی ..

من می ميـرم

                                     دوستت داشتم !

خيـلی دوســتـت داشتم  

برات می مردم ..

 

يادته چه خاطره هايی باهم داشتيم‌ !

نمی دونی چقدر داغونم ..

هر روز ميرم تو خيابون  !

تو اون خيابونی كه باهم قول و قرار گذاشتيم

يادتـه ؟؟!

هيچ وقت يادم نميره ..

 يادم نميره ..

ياده حرفات كه می افتم ..

دونه، دونه اشكام از روی گونه هام سر ميخوره می ريزه زمين ...

بهم ميگفتی تا ابد ماله منی

يه لحظه نباشم ميميری ..

ولی الان چی ؟

الان چی‌ ؟؟!!! 

رفتی با يكی ديگه منو فراموش كردی

قلب شيشه ايمو زيره پات شكستی ..

باشه عيب نداره .. برو منو تنها بذار

بذار تو حاله خودم بمونم ..

هميشه كنارتم ...

ولی اینو بدون ...

اينو بدون كه هميشه يه نفر هست كه خيلی دوستت داره

هر جا باشی هميشه به يادته ..

ميدونم بر ميگردی، پس می شينم منتظرت .. تا برگردی

تا برگردی

برگــــــردی .....                     ............


 

كي نوشته aM!r SHAKH در چهارشنبه 21 شهریور1386 چه ساعتي 14:16 موضوع | لينک ثابت


دوستت دارم ..

دوستت  دارم ...

دوستت دارم ..

اسیرم در قلب مهربانت برای همیشه و تا ابد ..

یک کلام ، تا ابد از ته دل دوستت دارم عزیزم.


مرا تنها نگذار ، با من باش و با یکدلی و یکرنگی دوستم داشته باش

خیلی دوستت دارم بیشتر از آنچه که تصور میکنی ،

از تمام دار و ندارم در این دنیا یک دل داشتم آن هم به تو تقدیم کرده ام

این دل شکسته ام برای توست و به عشق بودن تو زنده است...

لحظه به لحظه نام تو را زیر لب زمزمه میکنم ، لحظه طلوع

تا غروب خورشید و لحظه غروب تا سحرگاه فردا دلتنگ تو

هستم و در انتظار دیداری دوباره با تو...

تو تمام هستی منی ، با سرنوشت می جنگم تا به تو برسم ای هستی من..

به من محبت و عشق برسان که تنها امیدم به این زندگی تنها عشق توست.

همه عشقم ، همه هستی ام ، همه وجودم ، عطر نفسهایم

همه و همه برای توست....

k!sS



سرت را بر روی شانه هایم بگذار و برایم درد دلهایت را در گوشم زمزمه کن...

شانه هایت را برای همیشه و تا ابد میخواهم ، بگذار من نیز سرم را بر روی آن

بگذارم و برایت از این قلب عاشقم بگویم....


دلم همیشه در جستجوی تو بوده است و همیشه آرزو داشتم

عاشق قلب مهربان تو باشم و در قلب مهربان و عاشقی مثل تو اسیر شوم...

اینک که تو را یافتم دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش ندارم ...

...

باور داشته باش که بدون تو این زندگی برای من به معنای زنده بودن نیست

شاید زمانی که بعد از تو از این دنیا بروم، باور کنی که زندگی بدون تو را

نمیخواهم و حتی یک لحظه هم طاقت بدون تو نفس کشیدن را ندارم!

با تو نفس کشیدن برای من شیرین است ، با تو زندگی کردن برایم

به معنای خوشبختی است ، با تو بودن برایم همان لحظه رویایی است ...

پس با من باش ، با من زندگی کن ، و با من بمان تا من نیز با تو عاشقانه

بمانم و لحظه به لحظه ، عاشقانه تر از همیشه از ته دلم بگویم :

رهايم نكن !!!


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 13 شهریور1386 چه ساعتي 14:56 موضوع | لينک ثابت


عنوان ندارد ...

 

شگفتا وقتی که بود نمی ديدم..

وقتی می خواند نمی شنيدم !

 وقتی ديدم که نبود ...

وقتی شنيدم که نخواند..

چه غم انگيز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد ، تو تشنهء آتش باشی نه آب و چشمه که خشکيد ، چشمه که از آن آتش که تو تشنهء آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کوير را تافت و در خود گداخت و از زمين آتش روييد و از آسمان باريد تو تشنهء آب گردی و نه تشنهء آتش!!

و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت...

(دكتر علی شريعتی)


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 13 شهریور1386 چه ساعتي 14:32 موضوع | لينک ثابت


چشمای منتظر..

 

دوســــت داشتم، هيچی نگفتم

تا از چشمای قشنگه تو نيوفتم

تا بدونی خيلـــی وقته، اينجا منتظـر نشستم

نديدی بعده تو يه گوشه ای تنهـا نشستم ...                                                          

       

تا كه يك روزی خيــاله رفتنه تو ورم داشت

شعر جدايــی رو لبـام تازيـانه برداشت

غمه رفتنت غرورمو شكستش

ولی بازم ميگم اون بالا خدايـی هستش...

                  

حالا باز دوباره چـرا برگشتـی !!

دسته پيش گرفتی كه پـس نيفتی

تا از چشمــای اشك باره من نيفتی..

عشقت برام عذابه، سرابـه، محالــه، شمعـی رو به باده ..

دلمم مونده بی ستــاره

تو اين شبای تيـره و تاره

چشام هميشـــه به راهه

دلمو كرديش آواره

از عشقت پاره پاره

اين برام هميشه سواله ؟

بگم با اشاره

چرا شدم مست نگاهت

زدی زيره حرفات..

اشكالـی نداره...

می دونم می بينمت يه روز دوباره

جايی كه عشقت برام ارزشـی نداره...

 

.·´¯`·•_°·´¯`··   شعرشو خودم نوشتماااااااا  .·´¯`·°_•·´¯`·.

يادگاری يادتون نره ه ه ه


 

كي نوشته aM!r SHAKH در چهارشنبه 7 شهریور1386 چه ساعتي 23:0 موضوع | لينک ثابت


نذار باور كنم تنهای، تنهام..

 

نذار باور كنم تنهای، تنهام..

نميخوام با كسی غير از تو باشم

می خوام از خوابی كه لحظش يه ساله

برای ديدن روی تو پاشم

اگه تو باشيو دنیا نباشه

ميشه با تو همه دنيارو حس كرد

همه دنيا بيادو تو نباشی

دلم دق ميكنه با اين همه غم...

تمومه زندگيمو زيرو رو كن

كه بی تو دلخوشيهامم گناهه

خودت باشو منو ديوانگيهام

فقط با تو دله من روبراهه

بذار باور كنم اينو كه با عشق

حقيقت ميشه تو افسانه باشه

ميشه افسانه هارو زندگی كرد

اگه حق با منه ديوانه باشه...


 

كي نوشته aM!r SHAKH در چهارشنبه 7 شهریور1386 چه ساعتي 22:29 موضوع | لينک ثابت


عظمت عشق !

                                                                       

 

در جزیره ای زیبا تمام حواس , زندگی می کردند: شادی,غم,غرور,عشق و......  روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت.همه ی ساکنین جزیره قایق هایشان را اماده و جزیره را ترک کردند. اما عشق می خواست تا اخرین  لحظه بماند,چون عاشق جزیره بود. 

وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت , عشق ازثروت که باقایقی با شکوه جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت: آیا می توانم با تو همسفرشوم؟  ثروت گفت: نه , من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد. 

پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود, کمک خواست.غرور گفت: نه,نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد.

غم در نزدیکی عشق بود . پس عشق به او گفت: اجازه بده من با تو بیایم، غم با حزن گفته, عشق, من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم .

عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد. اما او آنقدرغرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را هم نشنید.

 آب هر لحظه بالا و بالا تر می امد و عشق دیگر نا امید شده بود . که ناگهان صدایی سالخورده گفت:

  (بیا عشق من تو را خواهم برد

عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق  انداخت و جزیره را ترک کرد. وقتی به خشکی رسیدند, پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود, چقدر بر گردنش حق دارد.

عشق نزد علم که مشغول حل مساله ای روی شن های ساحل بود رفت و از او پرسید:آن پیرمرد کی  بود؟!

علم پاسخ داد: زمان..

  عشق با تعجب گفت:زمان؟ اما چرا او به من کمک کرد؟

 علم لبخندی خردمندانه زد و گفت:زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است...!!


 

كي نوشته aM!r SHAKH در چهارشنبه 7 شهریور1386 چه ساعتي 0:3 موضوع | لينک ثابت


عشق چيست...؟؟؟!!!

  

به کودکی گفتند:عشق چيست؟  گفت:بازی 

به نوجوانی گفتند:عشق چيست؟  گفت:رفيق بازی

به جوانی گفتند:عشق چيست؟  گفت:پول و ثروت

به پيرمردی گفتند:عشق چيست؟  گفت:عمر

به عاشقی گفتند:عشق چيست؟ چيزی نگفت،آهی کشيد و سخت گريست ...


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 6 شهریور1386 چه ساعتي 23:42 موضوع | لينک ثابت


عشق و ديوانگی

 

زمان های قديم٬ وقتی هنوز راه بشر به زمين باز نشده بود، فضيلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.

ذکاوت گفت بياييد بازی کنيم. مثل قايم باشک!

ديوانگی فرياد زد: آره قبوله من چشم می زارم!

چون کسی نمی خواست دنبال ديوانگی بگردد٬‌ همه قبول کردند.

ديوانگی چشم هايش را بست و شروع به شمردن کرد: يک٬ ... دو٬ ... سه٬ ... !

همه به دنبال جايی بودند که قايم بشوند.

نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد.

خيانت خودش را داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد.

اصالت به ميان ابر ها رفت.

هوس به مرکز زمين راه افتاد.

دروغ که می گفت به اعماق کوير خواهد رفت٬ به اعماق دريا رفت.

طعم داخل يک سيب سرخ قرار گرفت.

حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق.

آرام آرام همه قايم شده بودند و

ديوانگی همچنان می شمرد: هفتادو سه٬ هفتادو چهار٬ ...

اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود.

تعجبی هم ندارد. قايم کردن عشق خيلی سخت است.

ديوانگی داشت به عدد ۱۰۰ نزديک می شد٬ که عشق رفت وسط يک دسته گل رز آرام نشت.

ديوانگی فرياد زد: دارم ميام. دارم ميام ...

همان اول کار تنبلی را ديد. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود.

بعد هم نظافت را يافت. خلاصه نوبت به ديگران رسيد. اما از عشق خبری نبود.

ديوانگی ديگر خسته شده بود که حسادت حسوديش گرفت و آرام در گوش او گفت: عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است.

ديوانگی با هيجان زيادی يک شاخه گل از درخت کند و آن را با تمام قدرت داخل گل های رز فرو برد.

صدای ناله ای بلند شد.

عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد٬ دست هايش را جلوی صورتش گرفته بود و از بين انگشتانش خون می ريخت.

شاخهء درخت٬ چشمان عشق را کور کرده بود.

ديوانگی که خيلی ترسيده بود با شرمندگی گفت

حالا من چی کار کنم؟ چگونه می توانم جبران کنم؟

عشق جواب داد: مهم نيست دوست من٬ تو ديگه نميتونی کاری بکنی٬ فقط ازت خواهش می کنم از اين به بعد يار من باش.

همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم.

و از همان روز تا هميشه عشق و ديوانگی همراه يکديگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند ...


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 6 شهریور1386 چه ساعتي 23:14 موضوع | لينک ثابت


حس قشنگيه ؟ نه !؟

 

         

           

            تا حالا عاشق شدی ؟!!

            تا حالا این حس رو تجربه کردی !!

            دیدی که چه حس قشنگیه...

            تا حالا دلت خواسته که همیشه و همه جا  کنار یکی باشی ؟!

            تا حالا دلت خواسته به کسی بگی دوستت دارم !!!

            تا حالا دلت خواسته خودت رو برای کسی فدا کنی !!؟

            تا حالا شبها٬ وقتی همه خوابن٬ تو خلوت خودت٬ به خاطر وجود کسی گریه کردی ؟؟!!!!

            تا حالا خدا رو به خاطر خلقت کسی ستایش کردی !!

            آره!!؟؟ به این میگن عشق...!!!

            حس قشنگیه! نه؟

          


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 6 شهریور1386 چه ساعتي 18:25 موضوع | لينک ثابت


به ياده گذشته...

وقتی یادت میوفته تو فکرم ...

خیلی سخت میتونم بیرونش کنم

آخه یادت قشنگه دلم نمیاد

با اینکه این همه بدی کردی ولی هنوز عاشقتم

شاید وقتی بهت میرسم سلامم بهت ندم  !

نگاهتم نکنم ..

ولی اگه گوشای تیزی داشته باشی صدای قلبمو میشنوی

ونفسم که توسینه حبس میشه..

دوستت دارم ولی نمیخوام دیگه بامن باشی..

دوستت دارم ولی نمیخوام عروس قلبم باشی

دوستت دارم ولی نمیخوام همدم شبهای بی کسی من باشی..

دوستت دارم ولی نمیخوام همه بگن تو به من خیانت کردی!!

بهتره بری.. منم میرم...

تو برو با دروغهات و افکار نانجیبت سر کن..

منم میرم با عشق کسی که قدیما دوستش داشتم !

کسی که اولش یک رنگ وصادق بود اما دیگه نیست برو ... منم میرم ...

 

      


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 6 شهریور1386 چه ساعتي 17:28 موضوع | لينک ثابت


دروغ و خيانت... ):

            

                                      

نديدمت دوباره    دلمو ربودی

با رقيبم نشستی    دلمو شكوندی

تا نيمه های شب با اون    بيرون می موندی

جیک تو جیکه لباش بودی    واسش می خوندی...

...

واسه دلم نقشه كشيدی    خيلی پستی

آره،ساده دلمو    زدی شكستی

نمی دونم كجا باهاش    دست، تو دستی !

يا اصلا داری    باهاش ميرقصی...

...

نديدمت دوباره    دلمو ربودی

از عاشقی خوندم واست    شعر جدايی خوندی

با اون يكی ديدمت    مردم از حسودی

از غريبه نخوردم    دشمنم تو بودی !!!

..........

يه روز نوازشم كردی، يه روز دلو شكوندی، بد جوری اون خنجرو تو قلب من نشوندی، گفتی تا پای جونم پيش تو می مونم..

آره، اونم دروغ بود عزيز ! پيش من نموندی ...                


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 6 شهریور1386 چه ساعتي 16:48 موضوع | لينک ثابت


aSeMaNe Bi SeTaRe

 

NeMiDaNaM !!

ShaYaD DeLTanGe YeK saNG BoODaN GoNaH AsT

 ...

DeLeM TanG AsT Be vOsaTe ZiBaYiYe CheshManaT

DeLaM TanG AsT Be anDaZeYe BozOrGie GhaLBi ke DaRi va Dar aN HaMe Kas va Har Kas Ra Ja MiDaHi

DeLaM TanG AsT BaRaYe GereFTaNe DasTaT

DasTaNi Ke KhaLi aZ MeHraBaNi Ra Be FaraMosHi sePorDeanD

DeLaM TanG AsT BaRaYe RoOzHa va shaBHa

ChanDi AsT NeMiDanaM sHaBoO RoOz Dar Che LeBasi MiYaYanD va MiraVanD

GoYanD ZiBaYiYe ShaB Ba seTareHasT

CheRa Man HicH SeTaRei Ra Dar aSeMaNe TaRikaM NeMiYabaM

haTTa MaH DiGar Ba an HaMe SeKhavaT Dar aSeMaNe GeReFteaM DiDe NeMisHavaD

DeLaM TanG AsT Be anDaZeYe TaMaMe RoOzHaYi ke NaBoODi

DeLaM TanG AsT Be anDaZeYe TaMaMe RoOzHaYi ke To Ra NaDaraM


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 6 شهریور1386 چه ساعتي 16:33 موضوع | لينک ثابت


خواستن و نتوانستن !!

 

 

می خواهم بدانی...

 

با تمام وجود با تو هستم چه باشی چه نباشی!

                  

چقدر سخته بخاطر کسی اشک بریزی که فکر میکنه ازش متنفری و هیچ خبر نداره که تو با تمام وجود دوسش داری !!! ولی نمی تونی بگی و

بدتر اینکه اونم تورو دوست داشته باشه ولی چون فکر میکنه تو ازش متنفری نتونه بهت بگه .

و بجای اینکه دوباره با هم با عشق نفس بکشن تاوان خواستن ولی نتوانستن رو پس بدهند !


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 6 شهریور1386 چه ساعتي 6:13 موضوع | لينک ثابت


باورم كن...!

 

 

همه ی دنيا به روی من خنجر كشيدن...

دله من تو اين روزا خيييييلی گرفته...

يادته اون روزا كه دله تورو شكسته بودن...

حالا اين دله مثله اون روزا گرفته...

باورم كن، باورم كن كه بی تو ميميرم...

بی تو تنهام، خوب ميدونی كه تو غصه ها اسيرم...

از يادم هرگز نرفتی، اما از ياده تو رفتم...

بی تو تنها تو خيابونا زيره بارونا ميرفتم...

دلمو شكستی اما نذاشتم تو غم ببينی...

تو كويره خشكه قلبم، هنوزم عزيزترينی...

وقتی فهميدی عزيزی منو تنها جا گذاشتی...

تو همونی كه ميگفتی جز من هيچ كسو نداشتی...

بيا برگرد، هنوزم تويه قلبم خونه داری...

يادته گُل داده بودی كه منو تنهام نذاری...!!!

 

                          


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 6 شهریور1386 چه ساعتي 5:8 موضوع | لينک ثابت


كاش می دانستی...

 

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم! سکوت را فراموش می کردی تمامی ذرات وجودت عشق را فرياد مي کرد اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم!! چشمهايم را می شستی و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد می دادی اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم!!! نگاهت را تا ابد بر من می دوختی تا من بر سکوت نگاه تو رازهای يک عشق زمينی را با خود به عرش خداوند ببرم.. ای کاش می دانستی ای کاش می دانستی... اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم! هرگز قلبم را نمی شکستی گر چه خانه ی شيطان شايسته ی ويرانی است...!!!   

 

                                   


 

كي نوشته aM!r SHAKH در سه شنبه 6 شهریور1386 چه ساعتي 4:41 موضوع | لينک ثابت